Ji!i!i!i!i!i!i!i!il@ WoW
خدايا ديگر از زندگي خسته ام...حالا ديگر مرگ را دوست دارم نه او را!!!
در جديدترين فهرست تيم ملي ايران كه از سوي سرمربي اين تيم اعلام شد استقلاليها با 6 بازيكن بيشترين سهميه را در اين فهرست به خود اختصاص دادند. در بين اين نفرات وحيدطالبلو، اميرحسينصادقي،خسروحيدري، هاشمبيكزاده،آرش برهاني و فرهاد مجيدي از استقلال به چشم ميخورند. نكته جالب دعوت شدن فرهاد مجيدي پس از چندماه به تيم ملي ميباشد. البته انتظار ميرفت چند بازيكن ديگر از استقلال نيز در اين فهرست قرار بگيرند به خصوص حسينكاظمي كه در دو بازي اخير استقلال چهره شاخص آبي پوشان بود.
در پایان تمرین استقلال در حالی که همه بازیکنان برای بازگشت به حالت اولیه دویدن آرام به دور زمین را آغاز کردند. مرفاوی سیاوش اکبرپور را برای تمرین اختصاصی فراخواند و از او خواست چند دقیقه تمرینات سرعتی کند. سرمربی استقلال که شناخت کاملی از توانایی های سیاوش دارد، از اکبرپور خواست چند استارت 100 متری بزند و این فاصله را حداکثر در 15 ثانیه بدود. سیاوش با گامهای بلند خود، در اجرای دستورات سرمربی استقلال موفق بود و سپس راهی رختکن شد. سیاوش در روزهای اخیر با سرماخوردگی هم روبرو شده بود که امروز آثاربیماری در او دیده نمی شد. منبع: http://www.fcesteghlal.ir و حالا چند تا خبر داغ
در پی بروز برخی شایعات که بصورت هدفمند طراحی و امروز در برخی روزی نامه ها منتشر شده است، باشگاه استقلال موارد زیر را برای روشن شدن افکار علاقمندان استقلال مطرح می نماید.: باشگاه استقلال آقای علیرضا منصوریان کاپیتان اسبق خود را همچون دیگر پیشکسوتان این مجموعه به عنوان یک سرمایه ارزشمند و مورد احترام می داند که با حضور در دوره های پیشرفته مربیگری بین المللی و فعالیت در سطوح مختلف با گذر زمان می توانند در آینده منشا خدمات در عرصه مربیگری باشند. اما طرح موضوع جایگزینی وی در استقلال کذب محض است و از سوی افراد مشخصی با منافع خاص مطرح می شود. باشگاه استقلال از همه هواداران و علاقمندان استقلال دعوت می کند هوشیارانه موضوع را موشکافی کنند؛ طراحی هدفمند این شایعه از سوی برخی افراد معلوم الحال بخشی از برنامه ریزی آنان برای تضعیف استقلال است که با خلق فضاهای اینچنینی به دنبال دستیابی به آن هستند. اما باشگاه استقلال ضمن رد این شایعات حمایت قاطعانه خود را از آقای عبدالصمد مرفاوی و همکاران وی در کادر فنی ادامه خواهد داد و ان شا الله تا پایان فصل شاهد موفقیت های پی در پی استقلال و مربیان این تیم خواهیم بود.
تمرينات استقلال عصر امروز زير باران پائيزي تهران در ورزشگاه دستگردي دنبال شد. سياوش اكبرپور مهاجم استقلال در ابتداي تمرين امروز با حضور در اتاق مربيان دقايقي با عبدالصمدمرفاوي صحبت كرد و سپس اجازه حضور در تمرين يافت. اميد روانخواه چهره جديد اين تمرين بود كه پس از پشت سر گذاشتن مصدوميت به جمع بازيكنان استقلال بازگشت. مهدي اميرآبادي نيز از امروز اجازه يافت پا به پاي بقيه تمرين كند. وحيد طالب لو و امير حسين صادقي كه به دليل آنفلونزا بازي با ذوب آهن را از دست داده بودند، امروز با كسب اجازه از مربيان استراحت كردندهاشم بيك زاده و بيژن كوشكي نيز امروز غايب بودند. بارش باران موجب شد "تنيس فوتبال" بازي مورد علاقه بازيكنان پيش از تمرين رسمي به درون رختكن منتقل شود. و اين چنين ورژن داخل سالن تنيس فوتبال هم ابداع شد! بازيكنان اصلي استقلال در ديدار مقابل ذوب آهن بعد از 20 دقيقه دويدن زير باران راهي سونا شدند اما محمد محمدي ترجيح داد 20 دقيقه بيش از ديگران بدود و آمادگي خود را حفظ كند. ديگر بازيكنان استقلال در مساحتي كوچك از زمين به انجام فوتبال تحت فشار زير نظر مربيان پرداختند. بهزاد غلامپور در اين تمرين آماده نشان داد . انگيزه هاي روانخواه، اميرآبادي، سياوش و فرهاد مجيدي در اين تمرين به خوبي قابل درك بود. فرزاد مجيدي بازيكن سابق تيم استقلال نيز امروز ميهمان آبي پوشان بود و در كنار برادرش تمرين كرد. استقلالي ها فردا استراحت خواهند كرد. تئا جان بیا اینم آپ اینقدر بیتابی نکن خوب یه شعر از نیما میذارم با ترجمه انگلیسی امیدوارم لذت ببرید... می تراود مهتاب نیست یکدم شکند خواب به چشم کس و لیک نگران با من ایستاده سحر کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را در جگر لیکن خاری نازک آرای تن ساقه گلی وبه جان دادمش آب دستها می سایم بر عبث میپایم درو دیوار به هم ریخته شان میتراود مهتاب مانده پای آبله از راه دراز کوله بارش بر دوش "غو این خفته چند Trikling the moonlight trikling the moonlight Not is drem to one's eye an hour, but Dawn is anxious along with me I bring of his blessed breeze nows the nation were I irrigate with heartily My hands search But my quest is vain for Not only solve their problem Trickling the moonlight An alone man with bloster foot in the long way With the knapsack upon his sholder The sadness of this sleepy-head اين يک بيماري مسري در پسران است. اگر برادر و يا دوستپسر و يا پسر شما اين بيماري را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند. پس براي جلوگيري از اين بيماري اگر کسي را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد. ۱۲- آرایش کردن در حد مرگ که اگه دستتو بذاری رو صورتش ردش رو پنکیکاش میمونه. ۱۳- پوشیدن لباسهای تنگ که جز نمایش دادن هیکل مزخرف و خنداندن دختر ها هیچ فایده ی دیگری ندارد. روش کار : قبل از اينکه به قسمت پاسخ ها برويد به سوالات زير پاسخ دهيد و بر روي کاغذ ياداشت کنيد سپس به قسمت پايين مقاله و پاسخها مراجعه کنيد . سلام سلام سلام آهنگ بترکون شب حال از بهادر اکست که سبکه پارتی خوراکه ماشینو مهمونیه با حجم کم . شب ها که نیستی ببینی اشک ها بر گونه هایم جاری می شود و بی اختیار صورتم خیس و بارانی می شود خسته شدم از تنها دیدن خود در آینه ای کاش برای همیشه در کنارم بودی حتی لحظه ی شیرین پروازم ازدنیا. ولی نیستی و نمی بینی دلتنگی هایم را دلتنگی های که برای تو برای تنها بودنم برای خسته شدنم از زندگی همه برای نبودن تو است..... آه ای کاش می توانستی بدانی.... بفهمی.درک کنی....که من حقیر چه بسیار دوستت دارم ولی نیستی و نمی بینی که من با دل کوچکم که تنگ شده است چه می کشم از دوری تو..... وتنهایی خودم.............................. توضیح: خصوصیات اقایون که خدا وکیلی خودشونم قبول دارن : -1 خوشتیپ تر از خودشون نمی تونن ببینن 2 -هر روز که باهاشون اشنا بشی روز بعد به طور اتفاقی تولدشونه ۳-دوست ندارن دم ویترین مغازه وایسن مبادا دوست دخترشون از چیزی خوشش بیاد ۴-روز تولد دوست دختراشون یا ماموریتن یا مسافرت۵-اگه راجب سربازی یا دانشگاه ازشون بپرسی تب 40 درجه می گیرشون ۶-همشون دوست دختر ندارن اگرم داشتن یا مرده یا خیانت کرده۷- هروقت دیر می کنن به جون ماماناشون تو ترافیک بودن!!! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟ - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - چرا پسر ها اینقدر ضایع هستند واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت. 1 - شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عيالتان را دوست داريد ؟! الف) به اندازه تعداد سکه هاي مهريه اش ! ب) به اندازه تعداد قطعات جهيزيه اش ! ج) به اندازه تعداد صفر هاي جلوي مبلغ موجودي حساب بانکي اش ! د) به اندازه تمام ستاره هاي آسمان در روز ! 2 - چه عاملي سبب شد تا شما به خواستگاري عيالتان برويد ؟! الف) جووني کردم ! ب) سادگي کردم ! ج) گول خوردم ! د) من که نرفتم خواستگاري ، اون اومد ! 3 - اگر خدايي ناکرده عيالتان فوت کند شما چه کار مي کنيد ؟! الف) اول ناراحت و بعد خوشحال مي شويد ! ب) اول خرما و بعد شاباش مي دهيد ! ج) اول قبرستان و بعد محضر مي رويد ! د) انشاا... بقاي عمر ? تاي ديگر باشه ! 4 - ملاک شما در انتخاب عيالتان چه بوده است ؟! الف) املاک پدرش ! ب) دارايي پدرش ! ج) املاک و دارايي پدرش ! د) همه موارد ! 5 - اگر عيالتان از شما بخواهد که براي کادوي تولدش يک گردنبد طلا بخريد چکار مي کنيد ؟! الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور مي شويد ! ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مريضي مي زنيد ! ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن مي زنيد ! د) آدرس يک بدلي فروشي کار درست را از دوستتان مي گيريد ! 6 - محبت آميز ترين جمله ايکه به عيالتان گفته ايد چه بوده است ؟! ب) عزيزم ، امروز ناهار چي داريم ؟! ج) عزيزم ، امشب شام چي داريم ؟! د) من واقعا ... من واقعا عاشق .... من واقعا عاشق تو .... من واقعا عاشق تو روبچه با پنيرم ! 7 - در کارهاي منزل چقدر به عيالتان کمک مي کنيد ؟! الف) در خوردن غذا با او همکاري مي کنيد ! ب) کانال هاي تلويزيون را شما با کنترل عوض مي کنيد ! ج) موقعي که عيالتان مشغول تميز کردن منزل يا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشويق مي کنيد ! د) گاهي اوقات کارهاي شخصي تان را خودتان انجام مي دهيد ! 8- اگر عيالتان با شما قهر کند براي آشتي کردنش چه کار خواهيد کرد ؟! الف) شما هم با او قهر مي کنيد تا زمانيکه خودش بيايد منت کشي ! ب) از طريق بکارگيري سيستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتي خواهيد داد ! ج) او را تهديد مي کنيد که اگر تا ?? بشماريد و آشتي نکند سريعا اقدام به اختيار نمودن همسر جديد مي نماييد ! د) حاضريد يک چيزي هم بدهيد اگر هميشه قهر باشد ! 9 - نظرتان در مورد اين جمله چيست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! ) الف) زيبا ترين جمله دنياست ! ب) با معنا ترين جمله دنياست ! ج) خوشحال کننده ترين جمله دنياست ! د) تخيلي ترين جمله عصر کنوني است ! 10 - در کل ، از زندگي با عيالتان راضي هستيد ؟! الف) اگر نباشم چيکار کنم ؟! ب) چاره اي جز اين ندارم ! ج) يک جوري داريم مي سازيم ديگه ! د) بله که راضي هستم البته تا زمانيکه بتوانم پول مهريه اش را جور کنم ! بچه ها حتما به این آدرس برید چند تا اسم زيباي دخترونه: 1- ستاره: شبا مياد بيرون ؛ 2- سحر: دم صبح مياد ؛ 3- سايه: هميشه زير پاته ؛ 4- هديه: به همه ميده ، 5- راضيه: نيازي به توضيح نداره! 6- آرزو: همه مي کنن 7- سيما: تا لختش نکني کاري بهت نداره! 8- مينا : بايد باهاش ور بري تا خنثاش کني! 9- عسل: همه مي خوان بخورنش! 10- بهار: تا مياد همه مست مي شن! 11- باران: تا مياد خيست مي کنه! 12- مژده : هرجا نگاه کني 13- ندا : تا ميده بايد بگيريش! 14- دريا: تا ازش چيزي بخواي سوم ژوِئن سال 1977 و یا بهتر بگوییم 13 خرداد 1355 در تهران به دنیا آمد. در یک خانواده اصیل با وضعیت مالی و اجتماعی خوب رشد کرد. کم کم به فوتبال علاقه مند شد. او در کنار دو خواهر و یک برادر بزرگ شد. برادر کوچک تر فرهاد را هم خوب می شناسید. فرزاد مجیدی که درست بسان فرهاد از بهمن به استقلال تهران پیوست. فرهاد از کودکی عاشق فوتبال بود. از تیم های پایه کار خود را آغاز کرد. گرچه مادرش به طور کلی مخالف حضور او در میادین فوتبال بود اما پدرش از همه نظر یار و پشتیبان او بود. فرهاد مجیدی این روزها دوباره پیراهن استقلال تهران را بر تن کرده است. پیراهنی که با آن به فرهاد مجیدی تبدیل شد و شاید با آن از دنیای فوتبال خداحافظی کند. حضور در استقلال! خداحافظ بهار من...
اسامي بازيكنان دعوت شده استقلال به تيم ملي
تمرین اختصاصی با اکبرپور
اژدها به زودی بیدار میشه...![]()
![]()
رد شایعات هدفمند؛
حمایت قاطعانه باشگاه استقلال از مرفاوی
تمرين زير باران
بازگشت روانخواه، سياوش و اميرآبادي
استقلالم که بالاخره رفت صدر جدول هورا هورا هورا
خیلی خوشحالم و تنها کسی که میدونه دلیلشو تئا جونه
اگه دیر به دیر آپ میکنم واسه اینه که درسا خیلی سنگینه و امان من یکی رو بریده
میتراود مهتاب
میدرخشد شب تاب
غم این خفته چند
خواب در چشم ترم میشکند.
صبح میخواهد از من
بلکه خبر.
از ره این سفرم میشکند.
که به جانش کشتم
ای دریغا!به برم میشکند.
تا دری بگشایم
که به در کس آید
بر سرم میشکند
میدرخشد شب تاب
بر دم دهکده مردی تنها
دست او بر در میگوید با خود:
خواب در چشم ترم میشکند."
Brighten the glowworm
The sadness of this sleepy-head
thet's sleeplessness in my tearful eye
Morning requests to me
Bereaved of their possession
Oh!That rose faded by my side
for opening ray of hope
One who opens ray of hope
but also make problem
Brighten the glowworm
Stand near the village
His hand on the door, tellin him self
That's sleeplessness in my tearful eye
امیدوارم خوشتون بیاد. برای دیدن عکس در اندازه واقعی روش کلیک کنین لطفاْ. ![]()
علايم اين بيماري:
1- گذاشتن ريشهاي نخ قيطوني.
2- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
3- تکرار جملهي «هوش پسران بيش ازدختران است».
4- ايستادن زياد رو به روي آينه.
5- استفاده از جملاتي شبيه: «همين که گفتم»، «حرف من درسته»، «حرف مرد حرفه» و....
6- مخالفتهاي پي در پي.
7- پايين بردن شخصيت دختران براي تقويت روحيه.
8- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل: «پسرا شيرن مثل شمشيرن». (دوپينگ)
9- روزي ۵۰ دفعه شنيدن «پسر پسر قند عسل» توسط مامان جون يا کاست ضبط شده توسط مامان جون.
10- خواندن کتابهايي از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژي درماني
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
۱۱- برداشتن ابرو در حد تاتو
خیلی باحال بود
آرش جان ایشالا همیشه موفق باشی مثل الان
خیلی دوست دارم اس اسو نجات دادی
سوم شدیم بالاتر از پرسپولیس که قراره بره ته جدول و دسته یک انشاا...
بازم اس اس قهرمانه مثل همیشه.
دوستون دارم
قربون همه ی استقلالیا![]()
پرسش هاي زير را بخوانيد و موقعيت هاي داده شده را در ذهن خود به تصوير بکشيد و اولين تصويري را که به ذهنتان مي آيد،يادداشت کنيد.سعي کنيد سوال ها را بيش از حد، بررسي نکنيد.اين آزمون، نوعي آزمون روانشناسي است، و پاسخ هاي داده شده به پرسش ها، مستقيما با ارزشها و ايده هايي که شما در زندگي شخصي داريد، مرتبط هستند.قلم وکاغذ برداريد و جوابها را يادداشت کنيد.
1_در جنگل ، در حال قدم زدن با شخصي هستيد، شخص همراه شما کيست؟
2_باز هم در جنگل، قدم مي زنيد. حيواني را مي بينيد.ميتوانيد بگوييد چيست؟
3_چه تعامل يا ارتباطي بين شما و آن حيوان ايجاد مي شود؟
4_به اعماق جنگل مي رويد.وارد محوطه اي بدون درخت مي شويد و در مقابل خود، خانه رويايي و ايده آلي را که در ذهن داشتيد مي بينيد آنرا توصيف کنيد؟
5_آيا دور خانه شما نرده يا توري وجود دارد؟
6_وارد خانه مي شويد. به اتاق ناهارخوري مي رويد و ميز ناهار خوري را مي بينيد..توضيح دهيد روي ميز و دور و بر آن چه مي بينيد؟
7_ از در پشت خانه خارج مي شويد. بر روي چمنها يک فنجان قرارگرفته است.جنس فنجان از چيست(سراميک،شيشه،کاغذ،چيني و . . .)؟
8_با فنجان چه مي کنيد؟
9_در حاشيه و اطراف خانه قدم مي زنيد و خود را کنار آب مي بينيد، آبي که مي بينيد چه نوع است(دريا،اقيانوس،نهر،رودخانه،درياچه و . . .)؟
10_چگونه از روي آب مي گذريد؟
ادامه مطلب
من اومدم
ببخشید تورو خدا من این مدت نبودم![]()
قول میدم جبران کنم
راستی نماز روزه هاتون قبول
مارو هم سر سفره افطار دعا کنید
دوستون دارم![]()

![]()
.......
۱-آقا پسر های عزیز اگه جنبه ندارینو قراره بعد خوندن این مطلب کلی حرفو چرتوپرت بار مدیر بیچاره ی این وبلاگ بکنید لطفا نخونید.
۲-خواندن این مطلب برای دختر خانم های گل بلامانع است...![]()
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.
واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)
واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده
واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداشش بوده
واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.
الف) عزيزم ، امروز صبحانه چي داريم ؟!
به همه چشمک ميزنه!!
معلوم نيست شب قبل کجا بوده !!
خيابون و خونه واسش فرقي نداره
اگه نگيريش از دستت رفته!!
مي بيني افتتاحش کردن!!
صداشو بلند مي کنه !
در امريکا به او مي گويند :زنيکه سيگاري
در ايران به او مي گويند : زنيکه معتاد فاحشه خياباني لجن!
و در عربستان او را سنگسار مي کنند!
2-اگر يک زن براي برابري حقوق زن و مرد تلاش کند:
در امريکا به او مي گويند : فمنيست
در ايران به او مي گويند :تهمينه ميلاني
و در عربستان او را سنگسار مي کنند!
3-اگر يک زن مورد تجاوز قرار بگيرد :
در امريکا او را به آسايشگاه رواني مي برند تا او را به زندگي اجتماعي باز گردانند.
در ايران او را به آسايشگاه رواني مي برند و او در آنجا خودکشي مي کند!
و در عربستان او را سنگسار مي کنند!
4-اگر جسد زني در يکي از ميدان هاي شهر و درون يک کيسه پلاستيکي پيدا شود:
در امريکا : احتمالاً او يک زن خياباني و بي خانمان بوده.
در ايران:احتمالاً شوهر غيرتي اش او را کشته
در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشي از سنگسار به قتل رسيده است!
5-زنان:
در امريکا اجازه دارند در پزشکي ، حقوق ، مهندسي و ... تحصيل نمايند.
در ايران اجازه دارند در پزشکي ، حقوق ، مهندسي و .... به شرط تفکيک جنسيتي تحصيل نمايند
در عربستان اجازه دارند از بين بي سوادي و سنگسار يکي را برگزينند!
6-
در امريکا: مادر و پدر مسئول نگه داري و تربيت و بزرگ کردن فرزندان هستند.
در ايران: مادر مسئول نگه داري و تربيت و بزرگ کردن فرزندان است.
در عربستان:فرقي نمي کند که مادر مسئول چيست چون در هر صورت سنگسار مي گردد.
7- اگر زني بخواهد از شوهرش جدا شود:
در امريکا:درخواست طلاق مي دهد و نيمي از سرمايه شوهرش به او ميرسد( زمان بين درخواست طلاق و اتمام مراحل قانوني:دو هفته)
در ايران:در خواست طلاق مي دهد و در صورتي که هيچ ادعايي نسبت به نفقه و مهريه نداشته باشد ميتواند از همسرش جدا گردد(زمان بين درخواست طلاق و اتمام مراحل قانوني: 14الي 15 سال!)
در عربستان:درخواست طلاق ميدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند
8-يک دختر 18ساله:
در امريکا نيازي به اجازه کسي براي انجام کارهايش ندارد.
در ايران تنها براي دست شويي رفتن و تنفس نيازي به اجازه کسي ندارد!
در عربستان اصولاً هيچ اجازه اي ندارد!!!
9-تبريک ميگم شما پدر شديد.بچتون يه دختره
در امريکا:oh my god
در ايران: خاک بر سرت حليمه! بازم دختر زاييدي؟!؟!
در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار يا زنده في القبر هذه الدختر!
10-زني به شوهرش خيانت کرد....
در امريکا: طلاق ....
در ايران: فحش، کتک ، اسيد ، چاقو ، قتل ناموسي.....
در عربستان: به دليل دلخراش بودن صحنه ها از بيان آن عاجزيم
آغاز یک راه طولانی
اولین تیم رسمی و تقریباً مطرح او جوانان کشاورز بود. تیمی که با کمبود امکانات مواجه بود اما با این حال این مساله باعث نشد تا فرهاد مجیدی فوتبال را کنار بگذارد. پس از حضوری تقریبا کوتاه در جوانان کشاورز در همان رده سنی به تیم بهمن پیوست. وضعیت در تیم جوانان بهمن بهتر از کشاورز بود. روزی 3 بار تمرین می کرد. تمرین های سنگین و نفس گیر. برای حضور در مسابقات استانی به تیم صنایع پارچین پیوست و مدت کوتاهی به صورت بازیکن قرضی در این تیم توپ زد. درخشش او در تیم صنایع باعث شد تا مربیان تیم امید بهمن برای جذب دوباره او تلاش کنند. پس از هشت ماه بازی در صنایع پارچین وارد تیم امید بهمن بود. او می دانست که اگر در رده سنی امید موفق ظاهر شود می تواند به تیم بزرگسالان و مطرح بهمن راه پیدا کند. پس وقت تلاش بود! تلاشی برای رسیدن به یک آرزوی دیرینه! او پس از یک دوره کوتاه به آرزویش رسید و پیراهن تیم بزرگسالان بهمن را بر تن کرد. آن روزها بهمن در شرایط خوب و آرمانی قرار داشت.
پس از درخشش در تیم بزرگسالان بهمن به استقلال تهران پیوست. تیمی که همیشه آرزوی پوشیدن پیراهنش را در سر داشت. فرهاد مجیدی می دانست که راه سختی در پیش دارد. راهی که به قله های افتخار ختم می شد. او در استقلال به یک شاه مهره تبدیل شد! شم بالای گلزنی و هوش فوق العاده او باعث شد که به یکی از موفق ترین و محبوب ترین بازیکنان آن زمان استقلال تبدیل شود. به واقع می توان از فرهاد مجیدی به عنوان یکی از ستاره های اواخر دهه هفتاد نام برد. گل که می زد یک دستش را روی سینه می گذاشت و دست دیگر را باز می کرد! حرکت او بعد از هر گل تکرار می شد. مجیدی سالها برای استقلال بازی کرد و در واقع همین مساله باعث شد که حتی امروز محبوبیت خاصی بین هواداران استقلال داشته باشد.
اروپا، مقصد بعدی فرهاد!
درخشش او در بازیهای لیگ ایران و حتی در سطح آسیا با پیراهن استقلال باعث شد تا سران باشگاه راپید وین اتریش که با استقلال روابط حسنه ای داشتند سخت به دنبال جذب فرهاد باشند. فرهاد مجیدی تصمیم خود را گرفت و در زمان حضور فتح الله زاده به اتریش ترانسفر شد. گرچه حضور او در اتریش چندان رویایی و همراه با موفقیت نبود اما فرهاد همیشه از آن به عنوان یک تجربه طلایی یاد می کند. اختلاف در مبلغ قرارداد و همین طور یکی دو مصدومیت سنگین باعث شد تا فرهاد مجیدی فکر ادامه فوتبال در اروپا را از سر خود بیرون کند. رضایت نامه او بعد از یک فصل نا موفق در اتریش صادر شد...
امارات، نقطه آغاز...
شاید فکرش را نمی کرد که در امارات به آن همه موفقیت برسد. اولین تیم او در امارت الوصل بود. پس از مدت کوتاهی با شرایط فوتبال امارات آشنا شد. کم کم به یک ستاره محبوب در بین شیوخ اماراتی تبدیل شد و پوسترهای او در سرتاسر امارات به چشم می خورد. سبک بازی او با دیگر بازیکنان آنقدر متفاوت بود که بازیهای او خیلی زود به چشم آمد. فرهاد مجیدی از نظر مالی نیز آنقدر تامین بود که جایی را جز امارات ترجیح نمی داد. پس از الوصل به الاهلی امارات پیوست. در آنجا نیز بازیهای خوبی به نمایش گذاشت. اما در سال 2003 به عنوان بازیکن قرضی به تیم العین امارات پیوست تا در جام باشگاههای امارات به میدان برود. او آن سال در بازی نیمه نهایی جام باشگاه های آسیا و در برابر دالیان درخشید و به یک قهرمان تبدیل شد. گل رویایی او در آن بازی العین را به فینال جام باشگاهای آسیا برد و در آخر او با العین قهرمانی در آسیا را تجربه کرد. او دوباره به الاهلی پیوست. در طول مدت حضور در الاهلی حدود 130 گل برای این تیم به ثمر رساند و در سال 2006 با این تیم قهرمان لیگ امارات شد.
حضور کم فروغ در رده ملی!
او در سال 1375 برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. محمد مایلی کهن مربی وقت تیم ملی به توانایی های فرهاد اعتقاد داشت. فرهاد مجیدی اولین بازی ملی خود را در برابر کویت و در سال 1375 انجام داد. گرچه او همراه تیم ملی به جام جهانی 1998 فرانسه هم رفت اما از او به عنوان یک بازیکن کم فروغ در رده ملی یاد می شود. او در حالی که در اوج بود و در امارات می درخشید خیلی کم به تیم ملی دعوت می شد و زمانی هم که به اردو ها ملحق می شد به دلیل دوری طولانی از تیم ملی نمی توانست به هماهنگی لازم برسد. او در طول دوران بازیگری خود 41 بازی ملی انجام داده است و تنها موفق به ثمر رساندن 10 گل شده است.
بازگشت به استقلال...
مشکلات داخلی او با مدیران النصر امارات و فسخ قراردادش باعث شد تا در بدو ورود دوباره ناصر حجازی به استقلال، صحبت از بازگشت فرهاد مجیدی به میان آید. فرهاد مجیدی پس از کش و قوس های فراوان به استقلال پیوست تا به قولی که در زمان جدایی اش از استقلال داده بود عمل کند. او در حالی به استقلال پیوست که مدیران پرسپولیس نیز به دنبال جذب او بودند. فرهاد مجیدی پس از رفت و آمدهای فراوان بلاخره کارت آی تی سی خود را دریافت کرد تا این روزها به عنوان شاه مهره آبی ها از او یاد شود.
فرهاد مجیدی این روزها در تهران به همراه همسر و دخترش تیام زندگی می کند و می خواهد با درخشش در تیم محبوب و اسبق خود بار دیگر به یک ستاره تبدیل شود.
وقتي كه با هم پيش ميرفتيم ، تو با خنده هايت صورت زمين را خط خطي ميكردي ،ولي من ساكت بودم كه مبادا خنده هايم صورتش را نقاشي كنند.
در قدم هايت ترديد را فهميدم ،ولي به روي خود نمي آوردم تا مبادا آسمان چشمانت ابري شود و كاسه ي صبرم را لبريز كند.آن روز وقتي صداي نبضت را در دستم حس كردم ،چيزي نگفتم . وقتي شب رسيد ،وقتي ديدمت كه بار و بنه بسته اي ، همه چيز را فهميدم . آري تو با نگاهت مرا تو با نگاهت مرا ياد آن روز مي اندازي؛ ياد آن روز كه مي خواستي دستانم را به دستان پاييز بسپاري و خودت را به آغوش زمان.
چشمانت نگاه كردم و
گفتم بدان اسمان قلبم
با تو يا بي تو بهاريست
همان لبخندي كه توان را
از من مي ربود بر لبانت
زينت بست.
و به ارامي از من فاصله
گرفتي بي هيچ كلامي.
من خاموش به تو نگاه می كردم
و در دل با خود مي گفتم :اي كاش اين قامت
نحيف لحظه اي فقط لحظه اي مي انديشيد كه
اسمان بهاري يعني ابر
باران رعد وبرق و طوفان
ناگهاني
و اين جمله ،جمله اي
بود بدتر از هر خواهش
براي ماندن و تمنايي
بود براي با او بودن
| Design By : Night Skin |








